می خواهــم و می خواستمت تا نفسم بود
می سوختم از حسرت و عشقِ تو بَسَم بود
عشــق تو بَسَم بود که این شعله بیدار
روشــنگرِ شبــهای بلندِ قفسم بود
آن بختِ گُریزنده دمی آمــد و بگذشت
غـم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دسـت من و آغوش تو ! هیهات ! که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسـم بود
بالله که بجز یادِ تو ،گــر هیچ کسم هست
حاشـا که به جز عشق تو گر هیچ کسم بود
لب بســته و پر سوخته ، از کوی تو رفتم
رفتم ، بــــخدا ، گر هوسم بود بَسَم بود!

نظرات شما عزیزان:
DUYĞU 
ساعت12:36---13 بهمن 1393
مــحــبــت
" مثل آب بــازی کـــودکـــانــــه ســـــــــت "
مـــهـــم نــیســت کــــــی اول شــروع مــیکنـــه
مهــم اینــه کـــه آخــرش
هـــــر دو
خــــیـــــــــس مـــــــیشــــن . . .!!
DUYĞU 
ساعت12:29---13 بهمن 1393
قلمت را بردار
بنویس از همه خوبیها ،
زندگی ، عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که
وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون
یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس که پر از عشق به
هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس
زندگی با همه تلخی ها شیرین است …
DUYĞU 
ساعت12:29---13 بهمن 1393
عزیزم ممنون از کامنتای زیباتون
موفق باشین .gif)
پاسخ:خواهش میکنم...برای جبران نظرات قشنگی که برام میذاری...کمترین کاریه که میتونم انجام بدم...قابلتو نداره